سوءتفاهمات گوگلی!
سپینود توی پست اخیر وبلاگش حکایتی دارد که پیشنهاد می کنم اول آن را بخوانید.
و اما بعد...
امروز بعد از خواندن همین مطلب سپینود فکر کردم یک جستجویی بکنم در کانتر وبلاگم و ببینم دیگران در جستجوهایشان با چه عباراتی به وبلاگ من رسیده اند.
و اما گزیده ای! از عبارات قصار ملت شریف!
- تصاویر موهای سیخ شده
- عکس های بچه تهرانی های پسر
- داستان [...] زن عمو (!)
- [...] دختر بچه (!)
- لیسید (احتمالا برگرفته از این بخش شعر: همان وقت بود که مُردم و زبان صورتک روی دیوار نوک انگشتانم را لیسید.)
و جستجوهای کلمات عامیانه دیگری به زبان کوچه و بازار ...
یعنی محض رضای خدا هر کسی که در 100 ویزیت اخیر از طریق موتورهای جستجو به وبلاگ من رسیده دنبال ادبیات نبوده. دنبال سایبر س ک س و خودارضایی اینترنتی بوده.
حالا فکر کنید که مسوول این قضایا هم همین جستجوها را بکند و سر از وبلاگ امثال من در آورد!
خلاصه قصه همانی است که سپینود گفت...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۵ ساعت توسط ماکان مهرپویا
|
هرگونه نقل و درج از این وبلاگ آزاد است، به شرط آن که نام ماخذ به طور کامل درج شده و نیز ویراستاری و حذف و تلخیص صورت نگیرد.