در میان کارهای زیادی که این روزها دور و برم را شلوغ کرده، همچنان می خوانم.
کتاب هایی از این دست:
* دنیای کوچک دن کامیلو / جووانی گوارسکی / جمشید ارجمند / کتاب پرواز
* دن کامیلو و پسر ناخلف / جووانی گوارسکی / مرجان رضایی / نشر مرکز
تا آنجایی که می دانم از مجموعه دن کامیلو همین دو کتاب ترجمه شده. ترجمه جمشید ارجمند را هرچند که زبانی قدیمی تر دارد، بیشتر دوست دارم. در جاهایی از ترجمه مرجان رضایی مجبورم که برگردم و دوباره از چند جمله قبل را بخوانم تا قصه از دستم در نرود، اما ترجمه ارجمند را می شود از قصه اول شروع کرد و تا انتها به یکباره تا آخر خواند.
دن کامیلو کشیشی است که با پپونه شهردار کمونیست زمانی هم رزم بوده اما حالا هرکدام در جبهه ای مخالف (خدا / خلق) قرار دارند و همین وجوه تشابه و تفریق، باعث می شود اتفاق های طنزآمیزی روی دهد و البته داستان های کوتاه این دو مجموعه معمولن پایان هایی دوست داشتنی دارند. صحبت های دن کامیلو در خفا با مسیح و چانه زدن هایش برای توجیح اعمالش فوق العاده اند.
فکر کنم از گوارسکی شوهر مدرسه ای هم منتشر شده که دوست دارم هر چه زودتر بخرم و بخوانم.
* دوئل / ابراهیم رها / حوض نقره
دوئل را دوستی به من هدیه داد و جدا از ظاهر جالب و کیفیت خوب، موضوع کتاب هم جالب است. گفتگوهایی طنزآمیز با ابراهیم نبوی، برادران نیستانی، نیک آهنگ کوثر، زرویی، نیکی کریمی و...
اما صفحه آرایی کتاب بیشتر از آنکه جالب باشد شلم شوربا است و گاهی به نظر می رسد که بین مصاحبه های کتاب خیلی فاصله بوده یا سفارش دهنده های مطبوعاتی این مصاحبه ها مخاطبان متفاوتی داشته اند و خلاصه فضای یک دستی بین آنها حس نمی شود.
* رویا، خاطره، شادی و دیگران / یوریک کریم مسیحی / نشر چشمه
تا به حال از یوریک کریم مسیحی سه کتاب منتشر شده. طبقه همکف (مجموعه داستان / نشر قصه)، شب سپیده می زند (نقد عکس فیلم / نشر ماکان) و همین کتاب رویا، خاطره...
در میان کتاب هایش شب سپیده می زند را از بقیه بیشتر دوست دارم و فکر کنم نقدهای مثبتی هم که روی این کتاب نوشته شده بیشتر از دو کتاب دیگر است.
رویا، خاطره، شادی و دیگران، مجموعه داستانی است درباره زنان. نام هر زن به شکل ترکیبی در عنوان هر داستان آمده است. مثل شب یلدا، پری دریایی، شادی شبانه و خاطره ی جمعه.
به هرحال، هر چند نگاه متمرکز کریم مسیحی بر روی زنان نکته ای قابل توجه بر روی ماهیت کتاب به حساب می آید، اما به نظرم نویسنده کمی از دنیای زنانه به دور است و به همین دلیل داستان ها درباره تعدادی زن است و نه دنیای تعدادی زن. شب یلدا و شادی شبانه را دوست داشتم و بقیه را نه.
به هرحال حداقل دنیای بیرونی کریم مسیحی فضایی مشخصن فرهنگی دارد که در نوشتن داستان، مقالاتی در باره سینما و عکاسی و طراحی جلد کتاب و صفحه آرایی نشریات خلاصه می شود و همین باعث می شود که در صداقتش در نوشتن این داستان ها شک نکنیم.
* مانولیتو / الویرا لیندو / مترجمان مختلف / آفرینگان (ققنوس)
نشر آفرینگان که گویا متعلق به دختر مدیر نشر ققنوس است، مدتی است که به شکلی تخصصی به چاپ کتاب های کودک می پردازد و فکر می کنم موفق هم بوده.
مانولیتو(ها) مجموعه ای هستند با تصویرسازی های عالی (کاش مانند نسخه اصلی رنگی بودند) درباره پسر بچه ای عینکی که در محله ای فقیر نشین زندگی می کند و می تواند ساعت ها در مورد اتفاق هایی که برایش افتاده، حرف بزند. کاراکترها به اندازه کافی جذاب هستند: مادری خانه دار و وسواسی، پدر راننده کامیون و همیشه دور از خانه، برادری کوچک که مانولیتو آنقدر جونور صدایش کرده که اسم واقعی او را از یاد برده!، پدر بزرگی شاد و همیشه مست، همسایه هایی عجیب و غریب و دوستانش: سوزانا شورت کثیفه!، ییهاد قلدر، گوش گنده (یک خائن پست)، ملودی مارتیتز و معلمی چاق و خشن: خانم آسانسیون.
فضای قصه های مانولیتو به قصه های همزاد فرانسوی اش، نیکولا کوچولو نزدیک است. اما نیکولا در فضای روشنفکرانه پاریس زندگی می کند و مانولیتو در محله ای که اسم پارکش پارک اعدامی است و دلیلش هم این است که این پارک یک درخت هم بیشتر ندارد و بیشتر شبیه تک درخت هایی است که در فیلم های وسترن قهرمان فیلم را از آن آویزان می کنند!
گویا مانولیتو ۶ کتاب دارد و البته جز کتاب پنجم بقیه کتاب ها منتشر شده اند. قصه پایانی کتاب آخر، کمی تلخ و تکان دهنده تمام می شود.
مانولیتو را خیلی دوست داشتم.
* دود مقدس / شیوا مقانلو / نشر ققنوس
گویا دومین مجموعه داستان کوتاه شیوا مقانلو با حذف دو داستان از سوی ارشاد مجوز نشر گرفته ولی همین ۷ داستان باقی مانده به اندازه کافی خواندنی هستند. داستان های مقانلو برگرفته از دنیای زنان است و شاید به خاطر آنکه سینما خوانده، به راحتی می تواند فضای مورد نظرش را در ذهن مخاطب تصویر کند. یک دوستی سه نفره و یک دوستی زنانه که از نظر فضا و شخصیت ها به هم نزدیک هستند را دوست داشتم. اما به نظرم شب شیطان بهترین داستان این مجموعه است. شاید بی هیچ ربط مشخصی، شیطان این داستان مرا یاد شیطان مرشد و مارگاریتا انداخت.