عاشقانه
گردی سفید آبریزگاه فرنگی را
در آغوش گرفته ام
و صد هزار توبه ی شکسته را
از هزارتوی اثناعشرم
بیرون می ریزم.

بدمستی روزگار را ببین
سرنوشت مرا.