جهان زیرین
خواب رفتی که باز
ای رسول خاک مادری!
خانه ات را آب گرفت
سرزمینت را دروغ.
ملخ می بارد از آسمان امروز
و فرومایگان بی نسب و آزرم
ملک اهورا را
به آذرسمان بی مهمیز سوغات می دهند.
خواب رفتی که باز
ای حلقه ی مهر بر کف!
دم عفریتی اهریمن
سوخت آتشکده ی دیار ایرج را.
دمی است که سیمرغ
نیامد به دیار مردگان خوابگرد این سرزمین.
نفرین به این خوابگردان زبان باز دشمن نواز مرده پرست
نفرین.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۵ ساعت توسط ماکان مهرپویا
|
هرگونه نقل و درج از این وبلاگ آزاد است، به شرط آن که نام ماخذ به طور کامل درج شده و نیز ویراستاری و حذف و تلخیص صورت نگیرد.